خوب دوباره سلام
امروز میخوام سنت شکنی بکنم ، البته سنت شکنی که چه عرض کنم ، میشه گفت
میخوام یه خرده کار جدید بکنم . اگه به اسم وبلاگ دقت کرده باشین ،
میبینین نوشته یادداشت های
یک نسل سومی ؛ پس دلیل نمیشه فقط دردودل باشه و بس ! ایندفعه میخوام یه
خورده اطلاعات عمومیتون رو شارژ کنم . این شما و این هم پدیده ای به
نام " آشناپنداری " .
حالا اصلا میخوایین واسه شروع بگم این آشناپنداری چه صیغه ایه ؟
عقل کل : یعنی میخوای بگی یه چیز تو مایه های صیغه محرمیت و موقت و این حرفاس ؟ 
واقعا
میخوام بدونم تو چطور به این نتیجه رسیدی ، میخوام بدونم چی تو مخت
میگذره که هی وقت و بی وقت باید شاهد ثمره ی این فسفر سوزی هات باشیم !
خوب ، بیخیال . داشتم میگفتم ، آشناپنداری به حالتی گفته میشود که فرد
، با دیدن صحنه یا رخ دادن اتفاقی احساس میکند که قبلا هم شاهدش بوده یا در
گذشته با آن اتفاق مواجه شده .
میتونم بگم حتماً اکثر شما با این مورد مواجه شدین ، بعضی وقتا اعصاب
آدم رو داغون میکنه ، بعضی وقتا عجیبه ، بعضی وقتها هم لذت بخشه .بستگی
داره تو چه وضعیتی باشیم !
حالا که با اصل موضوع آشنا شدین ، میخوام یه خورده علمی تر توضیحش بدم :
اول از همه بگم که اصطلاح خارجکیه این پدیده " Deja Vu " هستش .
عقل کل : فرانسویه ؟ 
نه بابا ، مثه اینکه اون کاور رو از رو مغزت کشیدی ، ایول ،
ایول . آره همونطور که عقل کل گفت این واژه اصالتاً فرانسویه . جالبه با
هم نظریه پروفسور سوزومو تونگاوا که برنده نوبل پزشکی در سال ۱۹۸۷ هم هستن رو بخونیم ؛ ایشون میفرمایند :
"قلب مغز انسان فضایی با عنوان هیپوکمپوس
است که در حقیقت نوعی ماشین حساب ، تجسم کننده و بررسی کننده اطلاعات
مربوط به حافظهاست. این فضا، از مکانهایی که انسان مشاهده میکند و
تجربیاتی را که کسب میکند نقشه برداری کرده و برای استفاده در آینده
آرشیو میکند. اما هنگامی که دو تجربه بسیار شبیه به هم آغاز میشوند، این
نقشههای ذهنی به روشهای مختلفی تعبیر و بازخوانی میشوند" 1
البته من دوست دارم تعریفی ماورائی تر واسه این پدیده وجود
داشته باشه ، به شخصه نمیتونم از کنار این مساله به همین راحتی رد بشم ،
تمام نظریه ها و فرضیه ها امکان نقض و رد شدن را دارند ، شاید این اتفاق
واسه این نظریه هم رخ بده . 
عقل کل :ایشالا!!!
واسه توضیح کامل تر ، باید عرض کنم به نظر آقای ب آرتور فانکهوزر
۳ نوع اصلی از "دژا وو" وجود دارد 2 :
1- Deja Vecu یا (‘already experienced’ or ‘already lived through’)
یعنی قبلا تجربه اش کردیم یا قبلا زندگیش کردیم
2- Deja Senti یا (‘already felt’)
یعنی قبلا حسش کردیم
3- Deja Visite یا (‘already visited’)
یعنی قبلا دیدیمش
فکر میکنم تقریبا همین عنوان ها مبین اصل موضوع باشن ولی اگه توضیحات کاملتر خواستین به این مقاله انگلیسی یه سری بزنید .
عقل کل : کمک خواستین در خدمتم .
خوب دیگه ، فکر کنم به عنوان نتیجه نهایی ، وقتی دیدین یکی با هیجان میگه : من این صحنه رو قبلا یه جایی دیدممممممم ، رسالت شما این است که بادی به غبغب انداخته و مثه پتک به سرش بکوبین که : ای نادان اسم این "دجا وو " یه ، و بعد هم تا چند ماهی این خاطره رو جلوی جمع بهش یاداوری کنید !!
(شما کی هستید ؟ ، این لباسای سفید چیه تنم میکنید ؟ چرا آستیناش برعکسه ؟ این تسمه ها چیه ؟ کمکککککککک )
عقل کل : میام ملاقاتت ، فقط قول بده زود خوب شی !!
یا حق
جان عزیزانتان اگه میخوایین کپی کنید منبع رو فراموش نکنید !
-------------------
اینم منابع و پی نوشت های این مقالک :
1 - سلامت نیوز
2 - mental help
ویکی پدیا
واسه اطلاعات کاملتر میتونید یه سر به اینجا(انگلیسی) و اینجا(فارسی) بزنید .
نويسنده:
سینا صفار | تاريخ ارسال:
سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 | ساعت ارسال:
0:32
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------