تبليغاتX
یادداشت های یک نسل سومی






دوباره سلام ، ولی میدونم ، چه سلامی چه علیکی  ؛  بازم میدونم خودم ، همون بهتر که زبون به کام بگیرم .
عقل کل : آخه یکی نیست به این سینا بگه ، مردک ، تو نونت نبود ، آبت نبود ، خوب پس چرا این قدر دیر به دیر آپ میکنی ؟
آره حق با توئه ولی مشکل نون و آب نیست ، مشکل یکی دو تا نیست ؛ ولی بازم به خواننده ها حق میدم هر چی بگن حق دارن! ولی یه چیزی بگم تو پاورقی ، من سعی کردم با به روز نگه داشتن نسبی لینکدونی یه جورایی بگم من هستم ، اما حرفم نمیاد یا وقتشو ندارم . ولی خوب این بار شد و حالا هم در خدمتتون هستم ،هر چند که شنبه میان ترم الکترونیک دارم در حالی که نصف هم نشده !!

 


خوب ، این بار میخوام راجع به  موضوعی بسیار حساس و مهم حرف بزنم ، موضوعی که تقریباْ همه ی ما بلا استثناء باهاش درگیریم ،موضوعی که تقریبا تمام مشکلات جوامع از اون سرچشمه میگیره ، موضوعی که هر کس با هر دین و ملیتی دچارشه و فرقی هم بین مسلمون و غیر مسلمون نمیکنه ، و همینطور بین ایرانی و آمریکاییش !

عقل کل : بین ایرانی و انگلیسی چطور ؟

 . میخوام راجع به اعتقاد حرف بزنم ، اعتقاد به چیزی که میگیم ، اعتقاد به اون چیزی که نشون میدیم هستیم ولی نیستیم یعنی به بیان ساده تر ، راجع به عملی که مطابق با اعتقاد و گفتارمون نیست .  فرقی هم نمیکنه که به کدوم دین و آئین معتقد باشیم و یا چه اصولی از اخلاق رو رعایت کنیم . اعتقاد همیشه همراه انسانه حتی واسه اون قبیله نشین ، وسط آمازون .

عقل کل : خوب اون بنده خدا آمازونیه چه اعتقاداتی میتونه داشته باشه ؟

همین که به مال دیگران دستبرد نزنه و یا با بقیه مهربون باشه و  سعی کنه صلح رو حفظ کنه ؛ میشه اعتقاد .

حالا مشکل از جایی شروع میشه که ما مخالف اعتقادمون عمل کنیم . البته چون مجالی واسه بحث طولانی نیس از بحث راجع به غیر اسلام فاکتور میگیرم  هر چند که اکثر مثال ها قابل تعمیم برای غیر مسلمونا هم هست . در ضمن به عقیده ی من این مشکل بیشتر گریبانگیر ما مسلموناس ، مایی که معتقدیم کاملترین دین رو داریم (که مطمئناًداریم ) .

 

واسه مثال ،  اگه یه مسلمون بخواد واقعا به دینش و در واقع اعتقادش  عمل کنه ، هیچ وقت نمیاد جلوی پارکینگ مردم پارک کنه چون تو دینش  احترام به حقوق دیگران  از مهمترین وظایفش شمرده شده   ، هیچ کس آشغال تو خیابون نمیریزه  چون تو دینش به حفظ نظافت توصیه شده و همین طور دوباره بحث احترام به حقوق دیگران مطرح میشود . هیچ کس از مالیات در نمیره  ، هیچ کس ربا نمیخوره ، هیچ کس اسراف نمیکنه ، هیچ کس خلاف نمیکنه و  هیچ کس دروغ نمیگه .

عقل کل : بابا دروغ که کلی حال میده ، اصلا زندگی بدون دروغ مثه آش بدون کشکه !!

یعنی چی حال میده !!! اینکه بتونی با دروغ از زیر بار مسوولیت دربری ؟ اینکه بتونی با دروغ کارتو راه بندازی در حالی که حقی از کسی ضایع میکنی ؟ البته قبول دارم که همه مثه آب خوردن در روز کیلو کیلو دروغ تحویل هم میدیم ولی نکته ی جالب اینجاس مایی که این قدر دروغ میگیم ، اصلا و ابدا دوست نداریم کسی بهمون دروغ بگه و از دروغگو متنفریم !!! حالا چرا ؟

عقل کل : اینجاست که میگن واسه اصلاح خودت باید از بقیه شروع کنی ؟

برعکس گفتی بابا ! درستش اینه ؛  برای اصلاح بقیه باید از خودت شروع کنی !

 

خلاصه ، به نظر من از بدترین چیزها همین عمل نکردن به دین و اعتقاده که مطمئناً اگه دین رو تو زندگیمون جاری کنیم دیگه اثری از مشکلات مذکور نخواهد بود .

 

خوب حالا یه توصیه برادرانه واسه کسانی که ادعای مسلمونی دارن ولی رفتاراشون مسلمانانه نیست و با اعمالشون چهره ی دین رو لکه دار میکنن  ، بیا برادر ، یا اسلامو ببوس بذار لب تاقچه  یا سعی کن اسلام رو زندگی کنی . البته متاسفانه بعضی رفتارهای خودم هم مطابق با اعتقاداتم نیس ولی خوب باید تلاشم رو برای رفع نواقص رفتاریم بکنیم . اصلا اساس زندگی یعنی همین . رشد به سوی کمال . در پایان توصیه میکنم به نوشته ی دوست خوبم یاسر در وبلاگ رسانه بهار که نشانه های مومن رو نام برده مراجعه کنید ، اینم لینک .

 

پس پیش به سوی کمال .

عقل کل : وایسا وایسا منم اومدم ...



توصیه می کنم به پست پایینی ، موسوم به "لینکدونی" هم یه سری بزنید ، فکر میکنم لذت ببرید .
 



دنیا از قرص اکس هم بدتره !

شنبه یازدهم اسفند 1386

 

ایندفعه می خوام کمی به دنیای ماورای مادیات  بپردازم ، مرگ رو می گم ، برزخ ،  جایی که حتما یه روزی مهمونش می شیم ، البته نه ، مهمون نه ، میشیم  صاحبخونش  !

می دونید چطور شد که به این فکر افتادم ؟ عمه ی مادر هفته ی پیش فوت کردن ( تو پرانتز  ، خیلی خانم خوبی بود ، با اینکه خیلی کم   ایشون رو می دیدم ، اما تو همین بازدید ها حسابی مهرشون به دلم نشسته بود ، بد نیست الان که دارین این مطلب رو می خونید ، یه فاتحه نثاره روحشون کنید ، ممنون میشم ) ، خوب بگذریم ، امروز روز هفتشون بود ، رفتم سر قبرشون ، خیلی شلوغ بود ، مثه اینکه این چند روز مرده زیاد بوده ، وقتی وارد قبرستون شدم ، یه حسی بهم دست داد ، ترس نه ها !! بلکه یه حس غریب ، یه حس که چرا این قدر سرگرم این دنیا شدم ، چی شده که این قدر اون دنیا رو از خودم دور می بینم ، شاید شما هم همین طور باشید ، بیشتر ما ها یه جوری زندگی می کنیم که انگاری قرار نیست دست از سر کچل این دنیا برداریم ، کاخ هایی واسه خودمون تو این دنیا بنا می کنیم که انگار قراره تا ابد اینجا باشیم ، البته این کاخه استعاره ی ها ! باز نگین ما از این پولها نداریم که کاخ بسازیم . استعاره از همین گوشی موبایل که نمی تونیم ازش دور بشیم ( البته نه همه ) استعاره از ماشینمون ، استعاره از خونمون ، استعاره از زن و بچمون ( البته مجرد هایی مثه من ازاین باب مشکلی ندارن ) استعاره از شوهرمون !

امروز تو قبرستون یه آدمایی رو دیدم که بیخیال داشتن حرف  میزدن و می خندیدن ، البته حتما حرف خنده داری شنیدن وگرنه خل که نیستن !!  ولی خوب با خودم گفتم  واقعا این دنیا ملعبه ناجوریه ، دستمایه ای که انتهاش تباهیه ، عزیز من از قرص  " اکس " حرف نمی زنم ، از این دنیا حرف میزنم ، این دنیا از قرص اکس هم بدتره ، آدمی که بهش معتاد بشه رو نابود میکنه ، نابـــــــــــــــــــــود.

 " بیایین یه کم به کارامون فکر کنیم ، بیایین کمی آینده نگر باشیم ، فقط کمی ."

این پستم چقدر دلگیر شد ، دلگیر و پر از یادآوری ، ولی حس می کنم حداقل واسه من یکی لازم بود .

 

یا حق





  • سینا صفار

    سلام ، سلامی به گرمیه کرسیه مادربزرگ تو یه روز سرد و برفی
    سلامی به گرمیه اوایل مرداد

    خیلی خوش اومدین به این وبلاگ ، منو که میشناسین ، من یه نسل سومی هستم ، نسلی که انقلاب و جنگ رو درست و حسابی لمس نکرده ، نسلی که دلگرمی هایی گاهاً بسیار متفاوت با نسلهای قبلیش داره ، نسلی که بعضی اوقات با حضورش تمام عالم رو متعجب کرده ، خلاصه نسلی که فقط یه اسم میشه روش گذاشت ، اونم نسل "سوم" !

    خیلی از نسل سومی ها الان دانشجوین ، مثه من . می دونید که دانشجو جماعت با بقیه یه تفاوت هایی داره . تفاوتهایی که فقط باید خودت لمسشون کنی اونم وقتی که باهاشون معاشرت کنی .

    این بالا عکس یه نسل سومی رو گذاشتم تا به همه یادآوری کنم که نسل سومی با همه متفاوته ، نسل سومی همیشه امیدواره ، نسل سومی آخرشه ...

    یا حق

    sinasaffar@yahoo.com