تبليغاتX
یادداشت های یک نسل سومی





روشنفکر چه جور موجودیه ؟!!

یکشنبه هفدهم شهریور 1387


سلام


 اول یه خبر داغ ، اگه خدا بخواد تصمیم دارم یه لینکدونی راه بندازم ، یعنی تک و توک  لینک هایی که به نظر بنده ، با ارزش تر از بقیه می یان رو در دسترس شما قرار بدم ، لینک هایی که حاصل وبگردی های روزانه ی من است. امیدورام لذت ببرید . ( راستی خوشحال میشم نظرتون رو در مورد اضافه کردن این قسمت بدونم )


خوب ، حالا نظر شما رو جلب میکنم به پست امروز ؛


در ابتدا به نمایشنامه ی خام ( از این لحاظ خام که فقط به کلیات پرداخته شده ) زیر توجه کنید :

 

پرده اول :


عقل کل : هی سینا ، نیگا اون مرده چقدر روشن فکره !
من : چطور به این نتیجه رسیدی ؟
عقل کل :آخه همش داره از مملکت اشکال میگیره ، داره به نظام فحش میده .
من : چه ربطی به روشنفکری داره آخه  !!!!!!



پرده دوم :


عقل کل :اون دختره رو ببین . چقدر روشن فکره هاااا !
من : تو از کجا فهمیدی ؟
عقل کل : آخه ببین ، شلوارش تا سر زانوشه ، مانتوش هم تقریبا آستین حلقس ، روسریش رو هم تغییر کاربری داده ، به عنوان شالگردن ازش استفاده میکنه .
من  : !!!!!!!



پرده سوم :


عقل کل :این یکی هم یه روشن فکر دیگه !
من : کشتی منو ، این دیگه چرا ؟
عقل کل :  ببین چه قدر با همه مخالفه ، ساز مخالف میزنه . میخواد هر طور شده حرف خودشو به کرسی بشونه .
من : !!!!!!!



پرده چهارم :


عقل کل : این مرده هم روشن فکره !
من : باز سر کار گذاشتی ؟
عقل کل :  آخه همش از کلمات انگیلیسی استفاده میکنه ، تازه ماشینش هم خارجکیه ، بعضی وقت ها هم از حرف قلنبه سلمبه میزنه !
من : !!!!!!!!!!!!!



پرده پنجم :


عقل کل :این یکی دیگه واقعا روشن فکره !
من : ؟؟؟
عقل کل : اینجوری نگام نکن ، میگم الان ! آخه همش دین رو به تمسخر میگیره ، نمازم نمیخونه ، تازه مشروب هم میخوره !
من: !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



خوب ، اینم پایان این نمایشنامه ؛  نمی دونید چقدر من باید از دست این عقل کل حرص بخورم به خاطر این حرفاش به خاطر این کاراش .


ولی  راستش پر بیراه نمیگه هاا ،  واقعاً از این مثال ها کم نیست . البته نمی گم همه همین دیدگاه هارو دارن اما ادعا میکنم که خیلی از افراد به طور ناخود آگاه یا خودآگاه ، اشخاصی رو که دارای یک یا دو ویژگی از ویژگی های مذکور باشند رو به عنوان روشن فکر میپذرند .


امروزه روشنفکر بودن به آدم کلاس میده ، فارق از اینکه شاید شایسته اش نباشیم !! واقعا چرا ؟ مگه نه این است که ، روشنفکر کسیه که به مسائل با دید باز نگاه کنه ، کسیه که متجرانه رفتار نکنه ، کسیه که سعی نکنه برای پیروزی و غلبه در بحث طرف مقابلش رو تخریب کنه ؟ خوب پس چرا این همه کاربرد نادرست پیدا کرده !! یا داریم خودمون رو گول میزنیم و یا واقعا در جهل به سر میبریم .


راستش حرص میخورم وقتی الکی به کسی میگن روشنفکر ، به نظر من این کلمه کاربرد خیل وسیعی داره ، در همه زمینه ها ، از اعتقادی و اخلاقی بگیر ، تا سیاسی و ورزشی !

 میشه چند مثال واسه روشنفکر در کسوت های گوناگون زد:

مثلامیشه گفت روشنفکر در زمینه سیاسی کسیه که درست و به جا انتقاد کنه ، نه اینکه فقط به خواد طرف رو ضایع کنه ، و به همین بهانه اسم انتقاد رو روش بذاره .

یا تو زمینه ورزشی ...
عقل کل :  من بگم مثالشو ؟
من : باشه ، تو بگو ، ولی دیگه وسط حرفم نپر .
عقل کل : یه روشنفکر تو زمینه ورزشی کسیه که بیخیال خانواده و به خصوص نوامیس داور بشه !! دیگه حداکثرش  بگه داور دقت کن !


تو زمینه اعتقادی هم میشه کسی رو روشنفکر دونست که همه چیز رو با استدلال قبول کرده و میتونه از اعتقاداتش دفاع کنه و در مقابل مخالفت ها بحث میکنه و تعصب بیجا نشون نمیده .

راستش از این مثال ها خیلی زیاده هم زبونم از بیان همشون قاصره و هم اطلاعات ناقص . و مطمئناً شما مثال های بهتر و بیشتری دارید .

 اما فکر میکنم الان وقت نتیجه گیری پایانیه ، کوتاه و مختصر  ؛ ببینید ، تمام حرف من اینه که الکی سعی نکنیم با هندونه دادن بی جا به طرف ، اونا بالا ببریم .در واقع این روشنفکر فقط یه مثال بود و میشه القاب گوناگونی رو نام برد  .

عقل کل : از جمله "حاج آقا" !!!

آفرین ، این یه مثال خوبه .

 خلاصه هرکس باید ارزش لقبش رو داشته باشه ،   با استفاده نادرست از خصایل حسنه اخلاقی القاب نیکو   ، اونا رو ضایع نکنیم .


یا حق



 

از تاخیر پیش اومده عذر میخوام ، نمی دونم چطور بگم ، اما یه سری مشکلات و مشغله های کاری و غیر کاری مانع به روز رسانی من میشد ، امیدوارم بتونم به روز تر باشم .


موضوع این پستم تمدن ایرانه ، میدونیم که در حال حاضر این مورد جزو موضوعات بیشتر بحث های بعضاْ به اصطلاح روشنفکرانه و فرهنگ دوستانس !! حالا بعدا دلیلش رو می فهمین که چرا گفتم به " اصطلاح " !!

 متاسفانه این روزا میبینیم که بعضی از جوونا یه نماد  فروهر با زنجیری کلفت به گردنشون انداختن

عقل کل : یه جوری هم انداختن که مطمئن باشن هر بنی بشری تا شعاع چند کیلومتریشون بتونه ببینه!!!

آره راست میگی !! تا مثلا نشون بدن من روشنفکرم و از این حرفا ! ولی واقعا هدفشون جز خودنمایی و جلب توجه است  ؟ البته متذکر میشم که قصد من توهین به فرهنگ دوستان و ایران پرستان اصیل و حقیقی نیست منظور من  افرادیه که دارن از این موضوع سوء استفاده می کنن ، کسانی که دارن از تقدسه نماد ها به نفع خودشون استفاده می کنن .موضوع بحث من  اشخاصی هستش که  دارن از سپر محکم و قطور فرهنگ و تمدن ایران عزیزمون برای مقاصد سیاسی و یا در سطوح پایین تر ، خودنمایی و جلب توجه !! بهره می برن . واقعا بعضی ( نه همه ها ، بعضی ) از این جوونا که موهاشون دو برابر قدشون ارتفاع داره و وکمربندشون رو تا زانوهاشون کشیدن پایین و هزار تیپ و قیافه ی دیگه بهم زدن ، چه چیزی می تونن از فرهنگ و تمدن کشورمون بفهمن ، این ها هستن که دارن تمدن ایران رو باد می دن . این ها هستند که فرهنگمون رو به صورت خواسته یا ناخواسته به سخره گرفتن ! در مراتب بالاتر میشه اون وطن پرست نماهایی رو مثال زد که با این سپر  سعی می کنن به مقاصد سیاسیشون برسن ، کسانیکه تلاششون اینه با این حربه خون مردم رو به جوش بیارن و یا اصطلاحاً رگ غیرتشون رو تحریک کنن تا بتونن اونا رو به کنترل خودشون در بیارن ؛ بعد هم به کمک همون ها به اهدافشون برسن . زیاد وارد این موضوع نمیشم چون نمی خوام بوی سیاست تو پستام باعث اذیت و آزارتون بشه !!

عقل کل : ولی مثه اینکه بوش حسابی بلند شده

واضح و مبرهن است که بسیاری از ما معترفیم که مسؤلان در بعضی از عرصه ها بسیار ضعیف و گذرا عمل کردن ، البته کاری به دلایلشون کار نداریم !! ولی هرچه که باشد ارزش تمدن ایرانی بالاتر از اونه که بخواد بازیچه ی سیاست قرار بگیره ؛ فکر می کنم وظیفه مسؤلان کشورمون بسیار سنگین تر خیلی از کشور های دیگه باشه ، کشورهایی که هیچگاه تاریخی به اغنای تاریخ ما ندارن ، ولی دارن با جون و دل ازش محافظت می کنن . و یا  کشورهایی که دارن با روش هایی هوشمندانه و تلاشی مثال زدنی فرهنگ و تاریخ و تمدن برای خودشون تولید می کنن !! حال ما چی ؟ واقعا چقدر برای حفظ آثار تمدنمون تلاش میکنیم ، بعضی از اهمال ها جبران ناپذیرند ...

 حالا نتیجه ی پایانی ،  این سوال مطرحه که در اینجا وظیفه ی ما چیه ؟

عقل کل : ما رو سننه ؟!!!

من با فرهنگ دوستان  و متمدنین بودم ، نه تو !!

به نظر من کمترین کاری که می تونیم بکنیم  مطالعه در این زمینه ها است ، اولین نتیجه این کار باور کردن اصل موضوعه ، باور کردن اینکه چه موضوع مهمی رو ندیده گرفته بودیم سپس  حداقل می تونیم ازفرهنگ و تمدن خودمون دفاع کنیم  و وقتی تمام این عوامل جمع شدند ، دیگه یادگاریه رو بیخیال میشیم !!! به اون سطح ادراک میرسیم که تاریخ حضور ما در پاسارگاد اونقدر اهمیت نداره که روی آرمگاه کورش حک بشه !!

عقل کل : نه دیگه این یکی رو بیخیال بابا !!


 پس مطالعه و برخورد با افرادی مثل عقل کل یادمون نره  ...

 

یا حق

 



و اینک آخر الزمان !!

چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387

 

سلام به همه ی مخاطبین و خوانندگان وبلاگ ؛


در ابتدا از تاخیر پیش آمده عذر خواهی می کنم امیدوارم این بار  از خونم بگذرین ، راستش این تاخیر دلایل
مختلفی داشت ، از روحی و احساسی گرفته تا گرفتاری و بی حالی . البته هنوز هم در وضع مناسبی نیستم ولی چون موجودیت خودم رو در خطر دیدم ، تصمیم گرفتم زودتر آپ کنم .


راستی یه خبر براتون دارم ، زین پس طبق هماهنگی های صورت گرفته مقرر شده است که یه شخص شخیصی  به نام جناب "عقل کل"،  در بحث های مطروحه در وبلاگ شرکت کند . ایشان نیز تصمیم گرفته اند با بیانات ارزشمند خود مغزمان را خالی کرده و ما را از زندگی سیر نماید ، البته لازم به ذکر است که گاهی اوقات به صورت ناغافل و کاملا تصادفی  پالس های عصبی ارزشمندی به وسیله سیستم عصبی به زبان ایشان منتقل میشود که شنیدن ( بخوانید خواندن !) آنها خالی از لطف نیست !! دوباره متذکر میشوم که به طور کل و بدون در نظر گرفتن اسثنائات فوق ، نباید ایشان را جدی گرفت !!

حالا بریم سر اصل مطلب :

نمی دونم از کجا باید شروع کنم . از قدیم گفتن ، آن چیز که عیان است ، چه حاجت به بیان است . موضوعی که می خوام راجع بهش صحبت کنم مربوط به وضع کنونی سینما و تلویزیون کشورمونه !!

لابد اگه با پست های قبلیم آشنا باشید ، می دونید که در چه موردی می خوام صحبت کنم !!

بذارین این اول یه چند نمونه که خودم دیدم رو واستون مثال بزنم ، این جوری موضوع روشن تر میشه :


 یه زمانی یادمه رو سیلی ای که زنه به مرده زد ، کلی بحث میشد و به چشم می اومد ،  ولی الان دیگه کم مونده دختره بپره تو بغل پسره  ، به قول "عقل کل" الان که دیگه اگه با هم اصطکاکی نداشته باشن کلی بحث میشه !! :-)

یا تو یکی دیگه اون قدر نگاه های مکش مرگ ما تحویل هم میدن که تماشاگر خودش خجالت میکشه !!

وضع حجاب و آرایش که دیگه نوبره !!

انواع فحش های آبدار و غیر آبدار هم که داره میشه مثه نقل و نبات !


خوب حالا یه سوال ؛ واقعا مشکل از کجاست ؟ مشکل عوامل تهیه فیلم اند یا مردم و مخاطبین ؟

عقل کل : مشکل  اصلی افزایش بی سابقه قیمت مسکن و گوجه فرنگیه !!

 عزیزم ، "عقل کل" جان ، نپر وسط بحث ، ولی خداییش  پر بیراه هم نمی گه ها ، اگه بخواییم کلی تر بررسیش کنیم باید بگیم یکی از مشکلات همون پول و اقتصاده ، مشکل انتظار از گیشه است ، جناب تهیه کننده شاید واسه ایکه فروشش رو تضمین کنه ، میره از بازیگر نماهای سانتال مانتال استفاده میکنه تا هم حالی به جیبش داده باشه و هم حالی مخاطب نماها !!

یه مشکل دیگه طبیعی شدن بعضی ضد ارزش هاست ، یعنی یه جورایی هم عوامل تهیه و هم بعضی از مخاطبین حیا رو با یه لیوان آب فرستادن پایین ، دیگه بعضی ها از دیدن این صحنه ها یکه نمی خورن ، و کسی صداش در نمی یاد . اون تهیه کننده هم وقتی می بینه بازخورد منفی نداشت واسه فیلم بعدی پیاز داغش رو زیاد میکنه .

"عقل کل" : حالا وایسن ، بعدا میبینین زدیم رو دست بعضی از فیلم های هالیوودی !!


به نظر من تمام این عوامل باعث شدن تا دیگه از "آژانس شیشه ای ها" ، از "به رنگ خدا ها" و از خیلی از فیلم های ارزشمند دیگه کمتر خبری باشه . حدااقل باید واسه شعور خودمون که ارزش قائل بشیم ، نه ؟

عقل کل : نه

باز این پرید وسط ، داشتم چی میگفتم ... آها ؛ باید اون چیزی که قراره ببینیم و واسش وقت بذاریم ،ارزشش رو داشته باشه .

مثلا به این عقل کل نگاه نکنین ، ایشون از پس تحلیل و هضم کارتون فوتبالیست ها هم بر نمی یاد ، پس انتظاری هم ازش نمیره .

 حالا با تمام این حرف ها ، من میگم بیایین با یه تحریم کوچولو واسه این فیلم هی هجو ، به بعضی ها ثابت کنیم که بازیگر نیستن ، بیایین به بعضی ها ثابت کنیم که همین جوری الکی نمیشه پرویز پرستویی و عزت ا.. انتظامی شد . البته نمی خواد برین سازمان ملل و خودتون رو واسه این تحریم به دردسر بندازین ، همین که نرین اون فیلم رو ببینین ، کافیه .

البته این ها فقط نظره منه ، من در حدی نیستم که راه حل بگم ، من فقط سعی میکنم بعضی از مشکلات و ضعف ها رو نشون بدم ؛ تا باعث بشم شما رو راجع به اونها به تفکر وادارم .


یا حق



پ.ن : توصیه میکنم حتما به بخش نظرات یه سری بزنین ، هوتن پاک نژاد حرف های جالبی واسه گفتن داره



کشتی کج در رستوران

دوشنبه بیستم اسفند 1386

 

اولاً امیدوارم بدونید کشتی کج چه جور ورزشیه ، بیشتر روی صحبتم با خانم ها و دختر خانم های جامعه هستش !! هر چند اگه ندونید بهتره چون با روحیاتتون جور نیست .

  موضوع این دفعه رو خیلی ها باهاش روبه رو بودن و هستن ولی خب شاید این روزا کمتر از قبل شاهدش باشیم ، احتمالا به علت تغییرات در فرهنگ کلی اجتماع .

بذارین به صورت داستانی واستون تعریفش کنم :

  تو پرانتز همین اول بگم ، هستند افرادی که از این قضیه مستثنی باشن  و با خلوص کامل و متانتی مثال زدنی این کارو انجام بدن ولی خوب ما با اونایی کار داریم که اینطوری نیستن .

فرض کنید به همراه با جناقتون و به صورت خانوادگی رفتین تو یه رستوران ، بعد از تناول چند دیس برنج و بلعیدن چند سیخ کباب ، میرسید سر اصل موضوع ،  همون تسویه حسابه . در این جاست که رستوران تبدیل به رینگ کشتی کج میشه ،  واقعا صحنه دیدنیست ، واسه اینکه نذارین باجناقه تسویه حساب کنه یه دفعه  شما با جفت پاهاتون می رین وسط پیشونیش ( حالا بماند که چطوری ،  مهم اینه که  میرین !!)  و در صحنه ی دیگه اون رو سینتون نشسته و گلوتون رو میجوه !   بقیه ی صحنه ها رو به خاطر  جمعیت حساس تر جامعه سانسور کردم !!  در آخر هم پول خرید و یا رفوی کت ها از پول اون غذا بیشتر میشه . هرچند ممکنه همون شخص برنده هم از ته دلش راضی نباشه که همه ی خرج رو دوشش افتاده !!!

دقت کنید این آخر گفتم ممکنه طرف راضی هم نباشه ، یعنی تموم اون کارا ریا بوده ، همش به خاطر تعارفات پوچ و ظاهری ، یعنی یه جورایی خودش و بقیه رو گول میزنه . خداییش این کارا با عقل جور در می یاد ؟ بهتر نیست در همه چیز متعادل باشیم ؟

یه وقت سوء تفاهم نشه  منظوره من این نیست که کلاً تعارف بده ، بر عکس حتی اگه به جا باشه خیلی هم زیباست  طوری که طرف مقابل حس میکنه که واسش ارزش قائلیم  . من با تعارفات اغراق آمیز و نابه جا مخالفم ، تعارفاتی که گاه به جاهایه باریک هم کشیده شده  !!

پس بیایین خودمونو اصلاح کنیم ، بیایین تو این جور تعارفات کمی رو راست تر باشیم ؛ فقط کمی !

 

یا حق

 





  • سینا صفار

    سلام ، سلامی به گرمیه کرسیه مادربزرگ تو یه روز سرد و برفی
    سلامی به گرمیه اوایل مرداد

    خیلی خوش اومدین به این وبلاگ ، منو که میشناسین ، من یه نسل سومی هستم ، نسلی که انقلاب و جنگ رو درست و حسابی لمس نکرده ، نسلی که دلگرمی هایی گاهاً بسیار متفاوت با نسلهای قبلیش داره ، نسلی که بعضی اوقات با حضورش تمام عالم رو متعجب کرده ، خلاصه نسلی که فقط یه اسم میشه روش گذاشت ، اونم نسل "سوم" !

    خیلی از نسل سومی ها الان دانشجوین ، مثه من . می دونید که دانشجو جماعت با بقیه یه تفاوت هایی داره . تفاوتهایی که فقط باید خودت لمسشون کنی اونم وقتی که باهاشون معاشرت کنی .

    این بالا عکس یه نسل سومی رو گذاشتم تا به همه یادآوری کنم که نسل سومی با همه متفاوته ، نسل سومی همیشه امیدواره ، نسل سومی آخرشه ...

    یا حق

    sinasaffar@yahoo.com