تبليغاتX
یادداشت های یک نسل سومی




 

پيغام مدير


 

  

  

سلام ، سلامی به گرمیه قوری داغ مادربزگه
سلامی به گرمیه اوایل مرداد
سلامی به گرمیه دل مادری که فرزندش رو بعد از سالها ملاقات میکنه

خیلی خوش اومدین به این وبلاگ ، منو که میشناسین ، من یه نسل سومی هستم ، نسلی که انقلاب و جنگ رو درست و حسابی لمس نکرده ، نسلی که دلگرمی هایی گاهاً بسیار متفاوت با نسلهای قبلیش داره ، نسلی که بعضی اوقات با حضورش تمام عالم رو متعجب کرده ، خلاصه نسلی که فقط یه اسم میشه روش گذاشت ، اونم نسل "سوم" !

خیلی از نسل سومی ها الان دانشجوین ، مثه من . می دونید که دانشجو جماعت با بقیه یه تفاوت هایی داره . تفاوتهایی که فقط باید خودت لمسشون کنی .

می خواستم تو این چند خط یه تعریف کلی از خودم در اختیارتون قرار بدم که فکر کنم موفق شدم ، آدرس و شماره تلفن هم خبری نیست ، اصرار نفرمایید . " حتی شما دوست عزیز "


در ضمن خیلی خوشحال میشم دیدگاه هاتون رو در مورد نوشته هام بدونم .

راستی ، این بالا عکس یه نسل سومی رو گذاشتم تا به همه یادآوری کنم که نسل سومی با همه متفاوته ، نسل سومی همیشه امیدواره ، نسل سومی آخرشه ...

یا حق


منوي اصلي




پيوند هاي روزانه



 

 

نويسندگان




پشتيباني



RSS
 

POWERED BY

BLOGFA.COM


طراح قالب



Designer

 





Powered by WebGozar

Image and video hosting by TinyPic Contact Us

 



یادداشت های یک نسل سومی
  
فقط کسانی وارد شوند ، که درد و دل های یک نسل سومی برایشان مهم است !

 

صفحه نخست |  پست الکترونيک |  آرشيو وبلاگ | طراح قالب

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
حماس ؛ غزه ؛ پیروزی  ]

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سلام

نمیدونم دیدگاهتون راجع به غزه و سیاست و اسرائیل و دین و غیره چیه ؛ ولی میخوام که چند دقیقه از وقتتون رو در اختیار من بذارید .

قبول دارین که جنگ اخیر ، یا بهتر بگیم مقاومت اخیر! نابرابر بود ؟

قبول دارین که  آمار مجروحین و کشته های  طرفین قابل مقایسه نبودند ؟

قبول دارین که خیلی از مجروحین و کشته های غزه رو خردسالان و زنان تشکیل میدادند ؟

قبول دارین که تکنولوژی سلاح های مورد استفاده توسط طرفین قابل قیاس نبودند ؟

قبول دارین که قدرت های حامی اسرائیل و غزه قابل سنجش نیستند ؟

....

میدونید ؟ هرچی بگم  ، بازم کم گفتم .

 حالا بیایین کلاهمون رو قاضی کنیم ! نمیشه با توجه به عبارات بالا اینو یه پیروزی واسه مقاومت غزه دونست؟

به قول یه فرمانده آمریکایی در طی یکی از جنگ ها (دقیقا نمیدونم کدوم یکی ) ؛ در جنگ بین یک دولت و یک گروه چریکی ، هر نتیجه ای جز پیروزی برای دولت مذکور به منزله ی شکست خواهد بود.

واسه همین میگم این جنگ با پیروزی غزه تموم شد .

این جنگی که شاید هیچ کدوم از غزه ای ها ازش در امان نبودند ، جنگی با بمب های عجیب که احتمالا حالا باید منتظر اخباری مبنی بر مجروح شدن و یا کشته شدن ساکنین غزه در اثر فعال شدن بمب های عمل نکرده اش باشیم . جنگی که آثار تخریبش حالا حالا ها گریبان غزه را خواهد فشرد و خون های ریخته شده ای که هیچ وقت از دستان اسرائیل پاک نخواهد شد .

 

نويسنده:  سینا صفار | تاريخ ارسال: سه شنبه یکم بهمن 1387 | ساعت ارسال:  10:30

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

  

  

  

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
تبلیغ یا تقلب !!  ]

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

این بار می خوام روی موضوعی دست بذارم که ممکنه یه کم واسم مشکل درست کنه !! این مساله چند وقت بود که منو درگیر خودش کرده بود ، یعنی در زمان انتخابات . ولی بعدش که تب و تاب انتخابات فروکش کرده بود دیدم دیگه از وقتش گذشته که به اون بپردازم و به اصطلاح به  موضوعی سوخته تبدیل شده بود !! با شروع دور دوم انتخابات دوباره به ذهنم رسید تا کمی به مساله مذکور بپردازم . ابتدا یه داستانک واستون تعریف می کنم ، داستانکی که واسه خود من رخ داده بود :

( در همین ابتدا متذکر می شوم که هر گونه تشابه فامیلی در این داستانک بدون غرض ورزی صورت گرفته است )

رو پنجشنبه ۲۳ اسفند ۸۶ بود ، طرفای ظهر ، موبایلم زنگ خورد ؛ گوشی رو برداشتم ، یه خانومی از اون ور خط گفت جناب آقای سعیدی ؟ منم گفتم خیر اشتباه گرفته اید ، ایشون هم فرمودند ببخشید و ادامه دادند که شخصی به این نام و با این شماره در ستاد انتخاباتی آقای ..... ( به دلایل امنیتی از اعلام اسم ایشون معذوریم ) زحمتی کشیده اند و ما هم تماس گرفته ایم تا از ایشون تشکر کنیم !!!  و اضافه کردند که امیدواریم فردا شما را پای صندوق های رای ببینیم .  دوباره طرفای عصر بود که یه خانم دیگه با این شماره تماس گرفتند. این بار با فامیل آقای ایرانمنش بنده رو مورد خطاب قرار دادند ! بعد فرمودند که می خواستیم از ایشان به خاطر  فعالیت هاشون در ستاد انتخاباتیه آقای .... تشکر کنیم ! من هم فرصت را مغتنم شمرده و گفتم ، اگه تشکر نقدیه ما در خدمتیم ( حس کردم که طرف یه خورده ماتش برد !! ) سپس فرمودند که به جای ایشان پیام را به شما می دهیم !!! ( همون پیام بالایی )  . یک تماس هم با این اوصاف در روز جمعه ۲۴ اسفند ( روز انتخابات) داشتم که این یکی واقعا منو عصبانی کرد .  

اگه حواستون جمع بوده باشه متوجه تقلب شده اید ، تبلیغات در پنجشنبه و جمعه ممنوع بوده است .  از این که این قدر راحت مردم رو ساده و هالو فرض می کردند و به راحتی به خودشون اجازه می دادند که فضای انتخابات رو مسموم کنن داشتم دیوونه می شدم !! 

واقعا نمی دونم این انتخابات سالم هستند  ؟! یعنی بعضیا می ذارن سالم باشه یا نه . در یکی از پست های قبلیم از انتخابات طرفداری کرده بودم ولی شاید عده ای دارند معنای واقعی انتخابات رو به نابودی می کشن .  یکیش همین شعار های انتخاباتیه . شعار های پوچ و بی معنی و یا سو ء استفاده از عقاید مذهبی مردم . نمی خوام مثال بزنم . چون اگه این کار رو انجام بدم طرف لو میره ! و این دخالت در عقیده ی  مخاطب محسوب میشه .

موضوع فقط این انتخابات نیست . انتخابات ریاست جمهوری هم ماجراهای خودش رو داشت (  که امروز داشتم از یکی از دوستام میشنیدم ، به طوری که شرمم میشه در مورد بعضی هاش صحبت کنم ! )

من طرفدار انتخابات هستم ولی با بعضی از این تایید صلاحیت ها به شدت مخالفم . نمی خوام وارد جزئیات بشم !  ولی ازتون یه تقاضا دارم ؛ می تونیم با انتخاب درست اشتباهاتی که در بعضی تایید صلاحیت ها صورت پذیرفته رو جبران کنیم .  باید یه کم بیشتر در مورد کاندیدا ها تحقیق کنیم ، کاری که من نکردم !! نذاریم بعضی فکر کنن می تونن هر کاری دلشون خواست بکنن . می بایست دنبال کاندیدای اصلحمون باشیم  .  با یه کم تحقیق ، بررسی سوابق و عملکرد ها حتی به کمک وبگردی های حرفه ای و جستجو در وبلاگ ها و وبسایت های که مطمئنید غرض ورزی نمی کنند و به جای وابسته نیستند می توانید اطلاعاتی هرچند گاها ناقص ، راجه به کاندیدای مورد نظرتون پیدا کنید  و اونو بیشتر بشناسید . اینجوری حداقل پیش وجدانمون راحتیم .   

 

یا حق

 

نويسنده:  سینا صفار | تاريخ ارسال: چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 | ساعت ارسال:  20:37

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

  

  

  

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
آزادیم یا فکر می کنیم آزادیم یا نه ، می دونیم که آزاد نیستیم .  ]

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 اميدوارم تو که داري اين مطلب رو مي خوني ، بتوني راي بدي !

 امروز مي خوام کمي در مورد انتخابات حرف بزنم ، يا به طور کلي تر انتخابات و گزينش هايي که در اين نظام انجام شده و يا به طور کلي تر تر !  " تا چه حد آزادي تو کشور وجود داره ؟ "

البته مي دونم که بايد مواظب باشم تا نزنم تو خاکي که اگه بزنم ،  احتمال پنچريم  ( بخوانيد فيلتريم ) بالاست ، و از آنجا که من فاقد هرگونه مرض و کرم و خرده شيشه و.. هستم ! سراغ اونگونه مطالب نمي رم ، لابد تا الان فکر مي کنين من چي مي خوام بگم ، شايد الان عمل من بر عکس انتظار شما باشه ، يعني يه جورايي مي خوام بگم تو کشور ما آزادي هايي وجود داره که تو دنيا نظير نداره ؛ آره تو دنيا !

لطفا بدون هر گونه جهت گيري مغرضانه اين مطلب رو بخونين !

مي خوام از يه در ديگه وارد اين مطلب بشم ، يعني اين مساله رو از يه جهت ديگه عنوان کنم ، جهت و نقطه اي که در حال حاضر خيلي از اين اجنبي ها و يا وطن فروشانه وطن پرست نما !! روش دست گذاشتن .

مي خوام يه سوال مطرح کنم :

" اگه واقعا کشور ما آزاده ، خوب چرا يه رفراندوم حرفه اي برگزار نکنيم ؟ چرا نذاريم ملت واسه خودشون تصميم بگيرن ؟ خوب اگه مطمئنيم که ملت حکومت رو مي خوان ، ديگه چرا لفتش مي ديم  ؟ "

من  سعي مي کنم به نقل جواب استادی * بپردازم که به  این سوال من جواب دادن . و تلاش مي کنم که خطايي در اين نقل قول وارد نشود .

سه جواب واسه اين سوال وجود داره :

۱- اين رفراندوم قراره با چه شرايطي برگزار بشه ؟ اگه قراره ناظر هاي خارجي بيان که خوب تقريبا همه مي دونيم که يه جورايي همه دنيا دشمن ما هستن ، حتي بعضي از کشور ها که به ظاهر روابط دوستانه دارن ،  به خاطر منافع اقتصادي و ....  با ما اينجورين .  پس نمي تونيم يه ناظر عادل انتخاب کنيم چون باز هم بهانه اي بني اسرائيلي وجود خواهد داشت . اگر هم خودمون بخواييم انتخابات برگزار کنيم و به فرض بقيه جهان هم قبول کردن ! خوب اگه بذاريم مردم ناظر باشن که امکان پذير نيست ، چه جوري انتخاب کنيم ، کي تاييد صلاحیت کنه ؟ کی فیلتر های انتخاب رو تعریف کنه و ... که اگه نظام کنونی این تاییدات رو انجام بدن که باز بقیه گیر می دن و می گن تقلبه .... و اگه باز همون بقیه این کارو بکنن که میشه همون جریان غرض و دشمنی . پس از این نظر منتفیه . لطفا کمی به این جواب فکر کنین و زود نگین اینا بهانس و  همه ی دنیا با ما دوستن و صلاح ما رو می خوان و ....

۲-حالا از یه جنبه ی دیگه ، خداییش به این سوال من صادقانه جواب بدین ، فرض کنین الان پایان ترمه و می خواینن برین ترم بعد ، خوب ازتون یه امتحان میگیرن ، یه امتحان از درسای ترم گذشته  ، حالا اگه بیان بگن باید درسای سه سال دبیرستان و پیش دانشگاهی رو هم باید امتحان بدی ، شما نمیگی نه ؟ نمی گی من که کنکور قبول شدم ، یعنی اونا رو بلدم ، دیگه لازم نیست امتحان بگیرین؟ تازه چه بسا بسیاری از اون درسا رو هم یادمون رفته !!! (مثه هندسه و جبر و ....) خوب الان هم مساله انتخابات همینجوریه ، ما میگیم قبلا مردم به این نظام رای دادن و تاییدش  کردن تازه فکر کنم  تو این ۲۹ سال ۲۶ تا انتخابات برگزار کردیم (البته خیلی از رقم دقیقش مطمئن نیستم ) . خوب پس اینم حله .

۳-فکر کنم این دلیل خیلی استوار و محکمه و تقریبا آدم رو قانع میکنه ! اگه اشتباه نکنم ، در معیار های جهانی  وقتی بیش ۲۰ ٪ یا ۲۳٪ از مردم تو انتخابات شرکت کنن ، میگن اون نظام مردمیه ، حالا این نکته رو داشته باشن :  اگه اشتباه نکنم ، کمترین درصد برای شرکت مردم درانتخابات پنجاه و اندی بوده ، و آخرین انتخابات هم حدود شصت و اندی شرکت کردن ، خوب فکر کنم دیگه نیازی به تبیین این مورد سومی نباشه .

خوب این از این  ، بابام دراومد که اینا رو تایپ کردم !!!

امیدوارم مفید واقع شده باشه .

 

یا حق

 

______________________________

* جناب آقای قاسمی ،  و فکر کنم استاد الهیات

 

نويسنده:  سینا صفار | تاريخ ارسال: جمعه دهم اسفند 1386 | ساعت ارسال:  11:56

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

  

  

  

 

Copyright © naslesevvom.Blogfa.Com | Template Designer: SA2N.com