تبليغاتX
یادداشت های یک نسل سومی




 

پيغام مدير


 

  

  

سلام ، سلامی به گرمیه قوری داغ مادربزگه
سلامی به گرمیه اوایل مرداد
سلامی به گرمیه دل مادری که فرزندش رو بعد از سالها ملاقات میکنه

خیلی خوش اومدین به این وبلاگ ، منو که میشناسین ، من یه نسل سومی هستم ، نسلی که انقلاب و جنگ رو درست و حسابی لمس نکرده ، نسلی که دلگرمی هایی گاهاً بسیار متفاوت با نسلهای قبلیش داره ، نسلی که بعضی اوقات با حضورش تمام عالم رو متعجب کرده ، خلاصه نسلی که فقط یه اسم میشه روش گذاشت ، اونم نسل "سوم" !

خیلی از نسل سومی ها الان دانشجوین ، مثه من . می دونید که دانشجو جماعت با بقیه یه تفاوت هایی داره . تفاوتهایی که فقط باید خودت لمسشون کنی .

می خواستم تو این چند خط یه تعریف کلی از خودم در اختیارتون قرار بدم که فکر کنم موفق شدم ، آدرس و شماره تلفن هم خبری نیست ، اصرار نفرمایید . " حتی شما دوست عزیز "


در ضمن خیلی خوشحال میشم دیدگاه هاتون رو در مورد نوشته هام بدونم .

راستی ، این بالا عکس یه نسل سومی رو گذاشتم تا به همه یادآوری کنم که نسل سومی با همه متفاوته ، نسل سومی همیشه امیدواره ، نسل سومی آخرشه ...

یا حق


منوي اصلي




پيوند هاي روزانه



 

 

نويسندگان




پشتيباني



RSS
 

POWERED BY

BLOGFA.COM


طراح قالب



Designer

 





Powered by WebGozar

Image and video hosting by TinyPic Contact Us

 



یادداشت های یک نسل سومی
  
فقط کسانی وارد شوند ، که درد و دل های یک نسل سومی برایشان مهم است !

 

صفحه نخست |  پست الکترونيک |  آرشيو وبلاگ | طراح قالب

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
آشناپنداری  ]

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

خوب دوباره سلام

امروز میخوام سنت شکنی بکنم ، البته سنت شکنی که چه عرض کنم ، میشه گفت میخوام یه خرده کار جدید بکنم . اگه به اسم وبلاگ دقت کرده باشین ، میبینین نوشته یادداشت های یک نسل سومی ؛ پس دلیل نمیشه فقط دردودل باشه و بس ! ایندفعه میخوام یه خورده  اطلاعات عمومیتون رو شارژ کنم . این شما و این هم پدیده ای به نام " آشناپنداری " .

حالا اصلا میخوایین واسه شروع بگم این آشناپنداری چه صیغه ایه ؟

عقل کل : یعنی میخوای بگی یه چیز تو مایه های صیغه محرمیت و موقت و این حرفاس ؟

واقعا میخوام بدونم تو چطور به این نتیجه رسیدی ،  میخوام بدونم چی تو مخت میگذره که هی وقت و بی وقت باید شاهد ثمره ی این فسفر سوزی هات باشیم !

خوب ، بیخیال . داشتم میگفتم ، آشناپنداری به حالتی گفته میشود که فرد ، با دیدن صحنه یا رخ دادن اتفاقی  احساس میکند که قبلا هم شاهدش بوده یا در گذشته با آن اتفاق مواجه شده .

میتونم بگم حتماً اکثر شما با این مورد مواجه شدین ، بعضی وقتا اعصاب آدم رو داغون میکنه ، بعضی وقتا عجیبه ، بعضی وقتها هم لذت بخشه .بستگی داره تو چه وضعیتی باشیم !

حالا که با اصل موضوع آشنا شدین ، میخوام یه خورده علمی تر توضیحش بدم :

اول از همه بگم که اصطلاح خارجکیه این پدیده " Deja Vu " هستش .

عقل کل : فرانسویه ؟

نه بابا ، مثه اینکه اون کاور رو از رو مغزت کشیدی ، ایول ، ایول . آره همونطور که عقل کل گفت این واژه اصالتاً فرانسویه . جالبه با هم نظریه پروفسور سوزومو تونگاوا که برنده نوبل پزشکی در سال ۱۹۸۷ هم هستن رو بخونیم ؛ ایشون میفرمایند :

"قلب مغز انسان فضایی با عنوان هیپوکمپوس است که در حقیقت نوعی ماشین حساب ، تجسم کننده و بررسی کننده اطلاعات مربوط به حافظه‌است. این فضا، از مکان‌هایی که انسان مشاهده می‌کند و تجربیاتی را که کسب می‌کند نقشه برداری کرده و برای استفاده در آینده آرشیو می‌کند. اما هنگامی که دو تجربه بسیار شبیه به هم آغاز می‌شوند، این نقشه‌های ذهنی به روش‌های مختلفی تعبیر و بازخوانی می‌شوند" 1

البته من دوست دارم تعریفی ماورائی تر واسه این پدیده وجود داشته باشه ، به شخصه نمیتونم از کنار این مساله به همین راحتی رد بشم ، تمام نظریه ها و فرضیه ها امکان نقض و رد شدن را دارند ، شاید این اتفاق واسه این نظریه هم رخ بده .

عقل کل :ایشالا!!!

واسه توضیح کامل تر ، باید عرض کنم به نظر آقای ب آرتور فانکهوزر ۳ نوع اصلی از "دژا وو" وجود دارد 2 :

1- Deja Vecu یا  (‘already experienced’ or ‘already lived through’)

یعنی قبلا تجربه اش کردیم یا قبلا زندگیش کردیم

2- Deja Senti یا (‘already felt’)

یعنی قبلا حسش کردیم

3- Deja Visite یا (‘already visited’)

یعنی قبلا دیدیمش


فکر میکنم تقریبا همین عنوان ها مبین اصل موضوع باشن ولی اگه توضیحات کاملتر خواستین به این مقاله انگلیسی یه سری بزنید .

عقل کل : کمک خواستین در خدمتم .


خوب دیگه ، فکر کنم به عنوان نتیجه نهایی ، وقتی دیدین یکی با هیجان میگه : من این صحنه رو قبلا یه جایی دیدممممممم ، رسالت شما این است که بادی به غبغب انداخته و مثه پتک به سرش بکوبین که : ای نادان اسم این "دجا وو " یه ، و بعد هم تا چند ماهی این خاطره رو جلوی جمع بهش یاداوری کنید !!

(شما کی هستید ؟ ، این لباسای سفید چیه تنم میکنید ؟  چرا آستیناش برعکسه ؟ این تسمه ها چیه ؟ کمکککککککک )

عقل کل : میام ملاقاتت ، فقط قول بده زود خوب شی !!


یا حق


جان عزیزانتان اگه میخوایین کپی کنید منبع رو فراموش نکنید !

-------------------

اینم منابع و پی نوشت های این مقالک :

1 - سلامت نیوز

2 - mental help

ویکی پدیا

واسه اطلاعات کاملتر میتونید یه سر به اینجا(انگلیسی) و اینجا(فارسی)  بزنید .

 

نويسنده:  سینا صفار | تاريخ ارسال: سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 | ساعت ارسال:  0:32

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

  

  

  

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
یک خبر توپ  ]

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


سلام ، سلام

امروز خیلی خوشحالم ، انشاءالله سر یه فرصت ، قشنگ توضیح میدم که دلیلش چیه ! ولی علت اینکه این پست رو می نویسم خوشحالیه مربوط به اون عامل نیست ! بلکه مربوط به  خبریه که در حال وبگردی امروز خوندم !

عقل کل : وبگردی یه چیز تو مایه های ولگردیه ؟!!

آره عزیزم ، همونه ولی یه جور مدرنتر و کارامد تر !!

خلاصه داشتم عرض میکردم ، امروز داشتم همون وبگردی یا به قول عقل کل ،  ولگردیه روزانمو انجام میدادم که یهو به یه لینک جالب در بالاترین بر خوردم . تیترش هم این بود :

اضافه شدن دو شرط به عقدنامه

مارو میگی مثه این بیجنبه ها زود رفتیم ببینیم اوضاع از چه قراره

دیدیم بله ه ه ه ه ، اینبار واقعا ً یه حرکت اساسی و فوق العاده زیبا انجام شده   ، حرکتی که منو اونقدر به وجد آورد که مجبور شدم واسه تخلیه ی نسبیش این پست رو بزنم !! 

عقل کل : بابا دیگه شورشو در آوردی ، روی هرچی  بیجنبه س رو کم کردی ؟!!

بذار همه ی خبر رو بگم بعد خودت قضاوت کن ؛ خوب ... دیدم اونجا نوشته دو شرط به بند های عقدنامه ها اضافه شده ، در واقع فکر کنم قبلا بوده ولی جدیدا ً تصمیم به چاپ اونها در عقدنامه ها گرفتن ، این دو بند هم به شرح زیره :

1-«‌مهریه به صورت عندالمطالبه می‌باشد‌»

2-«‌مهریه به صورت عندالاستطاعه می‌باشد‌»

خوب ما با گزینه ی اول که کار نداریم ، همیشه به همین صورت بوده ، اما گزینه ی دوم . میدونید این یعنی چی ؟!!

عقل کل : یعنی وقتی برو خواستگاری که عنده استطاعت و پولداری باشی ، یعنی همون آخر بچه مایه دار !

واقعا اینطور فکر میکنی ؟

عقل کل :  حالا چرا اینجوری نگاه میکنی ، خوب خودت بگو !

یعنی ؛ اگه طرف توانایی پرداخت مهریه رو داشت باید بپردازه و دیگه از این به بعد بنده خدا واسه نداشتن مهریه نره زندان .

میدونید یعنی چی ؟ یعنی اگه از این به بعد خانم های عزیز در زمان عقد این گزینه رو انتخاب کنن ، دیگه شوهره بعدا به هر دلیلی که عواقبش پرداخت مهریه س! ، مجبور به آب خنک خوردن نمیشه و خوب اینجوری از گسترش فساد و جرم در جامعه جلوگیری میکنن ؛ آخه میدونید چیه ، تا جایی که من اطلاع دارم ، به دلیل کمبود جا ، خیلی از زندان های ما فقط بر اساس سن دسته بندی میشه . این یعنی اون آقای چشم و گوش بسته و مظلوم که پول نداشته تا مهریه رو بده  ، حالا باید صبحانش رو با یه قاتل یا متجاوز و یا قاچاقچی میل کنه ، و از صبح تا شب با این افراد سبیل در سبیل کنار هم بشینن !

خوب دیگه مشخصه طرف وقتی بیاد بیرون احتمالش زیاد نیست مثه اون آدم قبلی باشه !

راستی بانوان عزیز ، فکر نکنید اینجوری پولتون هاپولی میشه و از این به بعد همسران گرامیتان میتونند با خیالی راحت اقدام به دو شلواره شدن و متعاقبا "....."   بنمایند !! ( این شوخی بود ها ، باز فکر بد به کلتون نزنه ، مطمئناً یه زندگی سالم هیچ وقت به جاده خاکی نمیره )  بلکه وقتی این گزینه رو انتخاب کنید ، میتونید بهش فرصت بدین کار کنه تا پولتون رو بده ، اینجوری هم به پولتون میرسید هم میتونید از اون مشکلات ثانویه ای که در اثر زندان رفتن پیش می یاد جلوگیری کنید . حالا از تمام خانم های گرامی ای که این پست رو میخونن تقاضا دارم رو این مساله به طور اساسی فکر کنن و نظرشون رو بدور از هرگونه عامل خارجی موثر در مساله در قسمت نظران بیان کنن .

عقل کل : راست میگی ، حالا که دارم عمیق تر فکر میکنم می بینم جا واسه بیشتر خوشحال تر شدن هم داشت .


راستی ایشالا از این به بعد میخوام اقدام به نقد بعضی از اخبار هم بکنم ، چون دیگه کفگیرم داره کم کم به ته دیگ میخوره ، شما هم اگه چیزی به دستتون رسید یا موضوع و خبری به گوشتون خورد  ، منو بی خبر نذارین ، ممنون.

اینم لینک خبر : اضافه شدن دو شرط به دفترچه‌هاي ازدواج

منبع خبر : بالاترین


یا حق


 

نويسنده:  سینا صفار | تاريخ ارسال: چهارشنبه یازدهم دی 1387 | ساعت ارسال:  20:40

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

  

  

  

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
از حرف تا عمل ؛ از ارض تا ثریا  ]

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


دوباره سلام ، ولی میدونم ، چه سلامی چه علیکی  ؛  بازم میدونم خودم ، همون بهتر که زبون به کام بگیرم .
عقل کل : آخه یکی نیست به این سینا بگه ، مردک ، تو نونت نبود ، آبت نبود ، خوب پس چرا این قدر دیر به دیر آپ میکنی ؟
آره حق با توئه ولی مشکل نون و آب نیست ، مشکل یکی دو تا نیست ؛ ولی بازم به خواننده ها حق میدم هر چی بگن حق دارن! ولی یه چیزی بگم تو پاورقی ، من سعی کردم با به روز نگه داشتن نسبی لینکدونی یه جورایی بگم من هستم ، اما حرفم نمیاد یا وقتشو ندارم . ولی خوب این بار شد و حالا هم در خدمتتون هستم ،هر چند که شنبه میان ترم الکترونیک دارم در حالی که نصف هم نشده !!

 


خوب ، این بار میخوام راجع به  موضوعی بسیار حساس و مهم حرف بزنم ، موضوعی که تقریباْ همه ی ما بلا استثناء باهاش درگیریم ،موضوعی که تقریبا تمام مشکلات جوامع از اون سرچشمه میگیره ، موضوعی که هر کس با هر دین و ملیتی دچارشه و فرقی هم بین مسلمون و غیر مسلمون نمیکنه ، و همینطور بین ایرانی و آمریکاییش !

عقل کل : بین ایرانی و انگلیسی چطور ؟

 . میخوام راجع به اعتقاد حرف بزنم ، اعتقاد به چیزی که میگیم ، اعتقاد به اون چیزی که نشون میدیم هستیم ولی نیستیم یعنی به بیان ساده تر ، راجع به عملی که مطابق با اعتقاد و گفتارمون نیست .  فرقی هم نمیکنه که به کدوم دین و آئین معتقد باشیم و یا چه اصولی از اخلاق رو رعایت کنیم . اعتقاد همیشه همراه انسانه حتی واسه اون قبیله نشین ، وسط آمازون .

عقل کل : خوب اون بنده خدا آمازونیه چه اعتقاداتی میتونه داشته باشه ؟

همین که به مال دیگران دستبرد نزنه و یا با بقیه مهربون باشه و  سعی کنه صلح رو حفظ کنه ؛ میشه اعتقاد .

حالا مشکل از جایی شروع میشه که ما مخالف اعتقادمون عمل کنیم . البته چون مجالی واسه بحث طولانی نیس از بحث راجع به غیر اسلام فاکتور میگیرم  هر چند که اکثر مثال ها قابل تعمیم برای غیر مسلمونا هم هست . در ضمن به عقیده ی من این مشکل بیشتر گریبانگیر ما مسلموناس ، مایی که معتقدیم کاملترین دین رو داریم (که مطمئناًداریم ) .

 

واسه مثال ،  اگه یه مسلمون بخواد واقعا به دینش و در واقع اعتقادش  عمل کنه ، هیچ وقت نمیاد جلوی پارکینگ مردم پارک کنه چون تو دینش  احترام به حقوق دیگران  از مهمترین وظایفش شمرده شده   ، هیچ کس آشغال تو خیابون نمیریزه  چون تو دینش به حفظ نظافت توصیه شده و همین طور دوباره بحث احترام به حقوق دیگران مطرح میشود . هیچ کس از مالیات در نمیره  ، هیچ کس ربا نمیخوره ، هیچ کس اسراف نمیکنه ، هیچ کس خلاف نمیکنه و  هیچ کس دروغ نمیگه .

عقل کل : بابا دروغ که کلی حال میده ، اصلا زندگی بدون دروغ مثه آش بدون کشکه !!

یعنی چی حال میده !!! اینکه بتونی با دروغ از زیر بار مسوولیت دربری ؟ اینکه بتونی با دروغ کارتو راه بندازی در حالی که حقی از کسی ضایع میکنی ؟ البته قبول دارم که همه مثه آب خوردن در روز کیلو کیلو دروغ تحویل هم میدیم ولی نکته ی جالب اینجاس مایی که این قدر دروغ میگیم ، اصلا و ابدا دوست نداریم کسی بهمون دروغ بگه و از دروغگو متنفریم !!! حالا چرا ؟

عقل کل : اینجاست که میگن واسه اصلاح خودت باید از بقیه شروع کنی ؟

برعکس گفتی بابا ! درستش اینه ؛  برای اصلاح بقیه باید از خودت شروع کنی !

 

خلاصه ، به نظر من از بدترین چیزها همین عمل نکردن به دین و اعتقاده که مطمئناً اگه دین رو تو زندگیمون جاری کنیم دیگه اثری از مشکلات مذکور نخواهد بود .

 

خوب حالا یه توصیه برادرانه واسه کسانی که ادعای مسلمونی دارن ولی رفتاراشون مسلمانانه نیست و با اعمالشون چهره ی دین رو لکه دار میکنن  ، بیا برادر ، یا اسلامو ببوس بذار لب تاقچه  یا سعی کن اسلام رو زندگی کنی . البته متاسفانه بعضی رفتارهای خودم هم مطابق با اعتقاداتم نیس ولی خوب باید تلاشم رو برای رفع نواقص رفتاریم بکنیم . اصلا اساس زندگی یعنی همین . رشد به سوی کمال . در پایان توصیه میکنم به نوشته ی دوست خوبم یاسر در وبلاگ رسانه بهار که نشانه های مومن رو نام برده مراجعه کنید ، اینم لینک .

 

پس پیش به سوی کمال .

عقل کل : وایسا وایسا منم اومدم ...



توصیه می کنم به پست پایینی ، موسوم به "لینکدونی" هم یه سری بزنید ، فکر میکنم لذت ببرید .
 

 

نويسنده:  سینا صفار | تاريخ ارسال: سه شنبه سوم دی 1387 | ساعت ارسال:  4:3

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

  

  

  

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
 ]

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


سلام بچه ها ، فقط اومدم یه درخواست از شما بکنم ، یه التماس دعای اساسی . این ترم ، معدل من خیلی خیلی مهم شده ، اگه از یه حدی بالاتر بره ، سرنوشت من به معنای واقعی کلمه عوض میشه ؛ حالا ازتون خواهش میکنم یه دعای اساسی و با حضور قلب واسه موفقیت من بکنید ، ممنونتون میشم .


یا حق

 

نويسنده:  سینا صفار | تاريخ ارسال: دوشنبه دوم دی 1387 | ساعت ارسال:  22:17

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

  

  

  

 

Copyright © naslesevvom.Blogfa.Com | Template Designer: SA2N.com