![]() |
|
![]() |
|
|
آشناپنداریسه شنبه بیست و چهارم دی 1387خوب دوباره سلام امروز میخوام سنت شکنی بکنم ، البته سنت شکنی که چه عرض کنم ، میشه گفت
میخوام یه خرده کار جدید بکنم . اگه به اسم وبلاگ دقت کرده باشین ،
میبینین نوشته یادداشت های
یک نسل سومی ؛ پس دلیل نمیشه فقط دردودل باشه و بس ! ایندفعه میخوام یه
خورده اطلاعات عمومیتون رو شارژ کنم . این شما و این هم پدیده ای به
نام " آشناپنداری " . حالا اصلا میخوایین واسه شروع بگم این آشناپنداری چه صیغه ایه ؟ عقل کل : یعنی میخوای بگی یه چیز تو مایه های صیغه محرمیت و موقت و این حرفاس ؟ واقعا میخوام بدونم تو چطور به این نتیجه رسیدی ، میخوام بدونم چی تو مخت میگذره که هی وقت و بی وقت باید شاهد ثمره ی این فسفر سوزی هات باشیم ! خوب ، بیخیال . داشتم میگفتم ، آشناپنداری به حالتی گفته میشود که فرد
، با دیدن صحنه یا رخ دادن اتفاقی احساس میکند که قبلا هم شاهدش بوده یا در
گذشته با آن اتفاق مواجه شده . میتونم بگم حتماً اکثر شما با این مورد مواجه شدین ، بعضی وقتا اعصاب آدم رو داغون میکنه ، بعضی وقتا عجیبه ، بعضی وقتها هم لذت بخشه .بستگی داره تو چه وضعیتی باشیم ! حالا که با اصل موضوع آشنا شدین ، میخوام یه خورده علمی تر توضیحش بدم : اول از همه بگم که اصطلاح خارجکیه این پدیده " Deja Vu " هستش . عقل کل : فرانسویه ؟ نه بابا ، مثه اینکه اون کاور رو از رو مغزت کشیدی ، ایول ،
ایول . آره همونطور که عقل کل گفت این واژه اصالتاً فرانسویه . جالبه با
هم نظریه پروفسور سوزومو تونگاوا که برنده نوبل پزشکی در سال ۱۹۸۷ هم هستن رو بخونیم ؛ ایشون میفرمایند : "قلب مغز انسان فضایی با عنوان هیپوکمپوس است که در حقیقت نوعی ماشین حساب ، تجسم کننده و بررسی کننده اطلاعات مربوط به حافظهاست. این فضا، از مکانهایی که انسان مشاهده میکند و تجربیاتی را که کسب میکند نقشه برداری کرده و برای استفاده در آینده آرشیو میکند. اما هنگامی که دو تجربه بسیار شبیه به هم آغاز میشوند، این نقشههای ذهنی به روشهای مختلفی تعبیر و بازخوانی میشوند" 1 البته من دوست دارم تعریفی ماورائی تر واسه این پدیده وجود
داشته باشه ، به شخصه نمیتونم از کنار این مساله به همین راحتی رد بشم ،
تمام نظریه ها و فرضیه ها امکان نقض و رد شدن را دارند ، شاید این اتفاق
واسه این نظریه هم رخ بده . عقل کل :ایشالا!!! واسه توضیح کامل تر ، باید عرض کنم به نظر آقای ب آرتور فانکهوزر ۳ نوع اصلی از "دژا وو" وجود دارد 2 : 1- Deja Vecu یا (‘already experienced’ or ‘already lived through’) یعنی قبلا تجربه اش کردیم یا قبلا زندگیش کردیم 2- Deja Senti یا (‘already felt’) یعنی قبلا حسش کردیم 3- Deja Visite یا (‘already visited’) یعنی قبلا دیدیمش فکر میکنم تقریبا همین عنوان ها مبین اصل موضوع باشن ولی اگه توضیحات کاملتر خواستین به این مقاله انگلیسی یه سری بزنید . عقل کل : کمک خواستین در خدمتم . خوب دیگه ، فکر کنم به عنوان نتیجه نهایی ، وقتی دیدین یکی با هیجان میگه : من این صحنه رو قبلا یه جایی دیدممممممم ، رسالت شما این است که بادی به غبغب انداخته و مثه پتک به سرش بکوبین که : ای نادان اسم این "دجا وو " یه ، و بعد هم تا چند ماهی این خاطره رو جلوی جمع بهش یاداوری کنید !! (شما کی هستید ؟ ، این لباسای سفید چیه تنم میکنید ؟ چرا آستیناش برعکسه ؟ این تسمه ها چیه ؟ کمکککککککک ) عقل کل : میام ملاقاتت ، فقط قول بده زود خوب شی !! یا حق جان عزیزانتان اگه میخوایین کپی کنید منبع رو فراموش نکنید ! ------------------- اینم منابع و پی نوشت های این مقالک : 1 - سلامت نیوز 2 - mental help ویکی پدیا واسه اطلاعات کاملتر میتونید یه سر به اینجا(انگلیسی) و اینجا(فارسی) بزنید . |
|
|
|
یک خبر توپچهارشنبه یازدهم دی 1387
سلام ، سلام امروز خیلی خوشحالم ، انشاءالله سر یه فرصت ، قشنگ توضیح میدم که دلیلش چیه ! ولی علت اینکه این پست رو می نویسم خوشحالیه مربوط به اون عامل نیست ! بلکه مربوط به خبریه که در حال وبگردی امروز خوندم ! عقل کل : وبگردی یه چیز تو مایه های ولگردیه ؟!! آره عزیزم ، همونه ولی یه جور مدرنتر و کارامد تر !! خلاصه داشتم عرض میکردم ، امروز داشتم همون وبگردی یا به قول عقل کل ، ولگردیه روزانمو انجام میدادم که یهو به یه لینک جالب در بالاترین بر خوردم . تیترش هم این بود : مارو میگی مثه این بیجنبه ها زود رفتیم ببینیم اوضاع از چه قراره دیدیم بله ه ه ه ه ، اینبار واقعا ً یه حرکت اساسی و فوق العاده زیبا انجام شده ، حرکتی که منو اونقدر به وجد آورد که مجبور شدم واسه تخلیه ی نسبیش این پست رو بزنم !! عقل کل : بابا دیگه شورشو در آوردی ، روی هرچی بیجنبه س رو کم کردی ؟!! بذار همه ی خبر رو بگم بعد خودت قضاوت کن ؛ خوب ... دیدم اونجا نوشته دو شرط به بند های عقدنامه ها اضافه شده ، در واقع فکر کنم قبلا بوده ولی جدیدا ً تصمیم به چاپ اونها در عقدنامه ها گرفتن ، این دو بند هم به شرح زیره : 1-«مهریه به صورت عندالمطالبه میباشد» 2-«مهریه به صورت عندالاستطاعه میباشد» خوب ما با گزینه ی اول که کار نداریم ، همیشه به همین صورت بوده ، اما گزینه ی دوم . میدونید این یعنی چی ؟!! عقل کل : یعنی وقتی برو خواستگاری که عنده استطاعت و پولداری باشی ، یعنی همون آخر بچه مایه دار ! واقعا اینطور فکر میکنی ؟ عقل کل : حالا چرا اینجوری نگاه میکنی ، خوب خودت بگو ! یعنی ؛ اگه طرف توانایی پرداخت مهریه رو داشت باید بپردازه و دیگه از این به بعد بنده خدا واسه نداشتن مهریه نره زندان . میدونید یعنی چی ؟ یعنی اگه از این به بعد خانم های عزیز در زمان عقد این گزینه رو انتخاب کنن ، دیگه شوهره بعدا به هر دلیلی که عواقبش پرداخت مهریه س! ، مجبور به آب خنک خوردن نمیشه و خوب اینجوری از گسترش فساد و جرم در جامعه جلوگیری میکنن ؛ آخه میدونید چیه ، تا جایی که من اطلاع دارم ، به دلیل کمبود جا ، خیلی از زندان های ما فقط بر اساس سن دسته بندی میشه . این یعنی اون آقای چشم و گوش بسته و مظلوم که پول نداشته تا مهریه رو بده خوب دیگه مشخصه طرف وقتی بیاد بیرون احتمالش زیاد نیست مثه اون آدم قبلی باشه ! راستی بانوان عزیز ، فکر نکنید اینجوری پولتون هاپولی میشه و از این به بعد همسران گرامیتان میتونند با خیالی راحت اقدام به دو شلواره شدن و متعاقبا "....." بنمایند !! ( این شوخی بود ها ، باز فکر بد به کلتون نزنه ، مطمئناً یه زندگی سالم هیچ وقت به جاده خاکی نمیره ) بلکه وقتی این گزینه رو انتخاب کنید ، میتونید بهش فرصت بدین کار کنه تا پولتون رو بده ، اینجوری هم به پولتون میرسید هم میتونید از اون مشکلات ثانویه ای که در اثر زندان رفتن پیش می یاد جلوگیری کنید . حالا از تمام خانم های گرامی ای که این پست رو میخونن تقاضا دارم رو این مساله به طور اساسی فکر کنن و نظرشون رو بدور از هرگونه عامل خارجی موثر در مساله در قسمت نظران بیان کنن . عقل کل : راست میگی ، حالا که دارم عمیق تر فکر میکنم می بینم جا واسه بیشتر خوشحال تر شدن هم داشت . راستی ایشالا از این به بعد میخوام اقدام به نقد بعضی از اخبار هم بکنم ، چون دیگه کفگیرم داره کم کم به ته دیگ میخوره ، شما هم اگه چیزی به دستتون رسید یا موضوع و خبری به گوشتون خورد ، منو بی خبر نذارین ، ممنون. اینم لینک خبر : اضافه شدن دو شرط به دفترچههاي ازدواج منبع خبر : بالاترین یا حق |
|
|
|
از حرف تا عمل ؛ از ارض تا ثریاسه شنبه سوم دی 1387
عقل کل : بین ایرانی و انگلیسی چطور ؟
عقل کل : خوب اون بنده خدا آمازونیه چه اعتقاداتی میتونه داشته باشه ؟ همین که به مال دیگران دستبرد نزنه و یا با بقیه مهربون باشه و سعی کنه صلح رو حفظ کنه ؛ میشه اعتقاد . حالا مشکل از جایی شروع میشه که ما مخالف اعتقادمون عمل کنیم . البته چون مجالی واسه بحث طولانی نیس از بحث راجع به غیر اسلام فاکتور میگیرم هر چند که اکثر مثال ها قابل تعمیم برای غیر مسلمونا هم هست . در ضمن به عقیده ی من این مشکل بیشتر گریبانگیر ما مسلموناس ، مایی که معتقدیم کاملترین دین رو داریم (که مطمئناًداریم ) .
واسه مثال ، اگه یه مسلمون بخواد واقعا به دینش و در واقع اعتقادش عمل کنه ، هیچ وقت نمیاد جلوی پارکینگ مردم پارک کنه چون تو دینش احترام به حقوق دیگران از مهمترین وظایفش شمرده شده ، هیچ کس آشغال تو خیابون نمیریزه چون تو دینش به حفظ نظافت توصیه شده و همین طور دوباره بحث احترام به حقوق دیگران مطرح میشود . هیچ کس از مالیات در نمیره ، هیچ کس ربا نمیخوره ، هیچ کس اسراف نمیکنه ، هیچ کس خلاف نمیکنه و هیچ کس دروغ نمیگه . عقل کل : بابا دروغ که کلی حال میده ، اصلا زندگی بدون دروغ مثه آش بدون کشکه !! یعنی چی حال میده !!! اینکه بتونی با دروغ از زیر بار مسوولیت دربری ؟ اینکه بتونی با دروغ کارتو راه بندازی در حالی که حقی از کسی ضایع میکنی ؟ البته قبول دارم که همه مثه آب خوردن در روز کیلو کیلو دروغ تحویل هم میدیم ولی نکته ی جالب اینجاس مایی که این قدر دروغ میگیم ، اصلا و ابدا دوست نداریم کسی بهمون دروغ بگه و از دروغگو متنفریم !!! حالا چرا ؟ عقل کل : اینجاست که میگن واسه اصلاح خودت باید از بقیه شروع کنی ؟ برعکس گفتی بابا ! درستش اینه ؛ برای اصلاح بقیه باید از خودت شروع کنی !
خلاصه ، به نظر من از بدترین چیزها همین عمل نکردن به دین و اعتقاده که مطمئناً اگه دین رو تو زندگیمون جاری کنیم دیگه اثری از مشکلات مذکور نخواهد بود .
خوب حالا یه توصیه برادرانه واسه کسانی که ادعای مسلمونی دارن ولی رفتاراشون مسلمانانه نیست و با اعمالشون چهره ی دین رو لکه دار میکنن ، بیا برادر ، یا اسلامو ببوس بذار لب تاقچه یا سعی کن اسلام رو زندگی کنی . البته متاسفانه بعضی رفتارهای خودم هم مطابق با اعتقاداتم نیس ولی خوب باید تلاشم رو برای رفع نواقص رفتاریم بکنیم . اصلا اساس زندگی یعنی همین . رشد به سوی کمال . در پایان توصیه میکنم به نوشته ی دوست خوبم یاسر در وبلاگ رسانه بهار که نشانه های مومن رو نام برده مراجعه کنید ، اینم لینک .
پس پیش به سوی کمال . عقل کل : وایسا وایسا منم اومدم ... توصیه می کنم به پست پایینی ، موسوم به "لینکدونی" هم یه سری بزنید ، فکر میکنم لذت ببرید . |
|
|
|
سلام بچه ها ، فقط اومدم یه درخواست از شما بکنم ، یه التماس دعای اساسی . این ترم ، معدل من خیلی خیلی مهم شده ، اگه از یه حدی بالاتر بره ، سرنوشت من به معنای واقعی کلمه عوض میشه ؛ حالا ازتون خواهش میکنم یه دعای اساسی و با حضور قلب واسه موفقیت من بکنید ، ممنونتون میشم . یا حق |
|
![]() |
|
![]() |
یادداشت های یک نسل سومی
فقط کسانی وارد شوند ، که درد و دل های یک نسل سومی برایشان مهم است !














