تبليغاتX
یادداشت های یک نسل سومی




 

پيغام مدير


 

  

  

سلام ، سلامی به گرمیه قوری داغ مادربزگه
سلامی به گرمیه اوایل مرداد
سلامی به گرمیه دل مادری که فرزندش رو بعد از سالها ملاقات میکنه

خیلی خوش اومدین به این وبلاگ ، منو که میشناسین ، من یه نسل سومی هستم ، نسلی که انقلاب و جنگ رو درست و حسابی لمس نکرده ، نسلی که دلگرمی هایی گاهاً بسیار متفاوت با نسلهای قبلیش داره ، نسلی که بعضی اوقات با حضورش تمام عالم رو متعجب کرده ، خلاصه نسلی که فقط یه اسم میشه روش گذاشت ، اونم نسل "سوم" !

خیلی از نسل سومی ها الان دانشجوین ، مثه من . می دونید که دانشجو جماعت با بقیه یه تفاوت هایی داره . تفاوتهایی که فقط باید خودت لمسشون کنی .

می خواستم تو این چند خط یه تعریف کلی از خودم در اختیارتون قرار بدم که فکر کنم موفق شدم ، آدرس و شماره تلفن هم خبری نیست ، اصرار نفرمایید . " حتی شما دوست عزیز "


در ضمن خیلی خوشحال میشم دیدگاه هاتون رو در مورد نوشته هام بدونم .

راستی ، این بالا عکس یه نسل سومی رو گذاشتم تا به همه یادآوری کنم که نسل سومی با همه متفاوته ، نسل سومی همیشه امیدواره ، نسل سومی آخرشه ...

یا حق


منوي اصلي




پيوند هاي روزانه



 

 

نويسندگان




پشتيباني



RSS
 

POWERED BY

BLOGFA.COM


طراح قالب



Designer

 





Powered by WebGozar

Image and video hosting by TinyPic Contact Us

 



یادداشت های یک نسل سومی
  
فقط کسانی وارد شوند ، که درد و دل های یک نسل سومی برایشان مهم است !

 

صفحه نخست |  پست الکترونيک |  آرشيو وبلاگ | طراح قالب

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
فقیرانی که گدا نبودند ؛ گدایانی که فقیر نبودند  ]

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

هوا سرد بود ، واقعا سرد .  حاشیه یکی  از خیابان های شلوغ ، به اصطلاح بالا شهر !

پسرک کنار خیابان  نشسته بود ، کنار زیر اندازی که روی اون تعدادی بسته ی دستمال کاغذی گذاشته بود ، از چشمان پسرک معصومیت جاری بود ، شاید اگر پسرک پول خوبی به خانه نمی برد  رفتار خوبی باهاش نمیشد ، شاید همین فکر ها باعث شد تا یکی دو بسته دستمال ازش بخرم .

دلم واسش سوخت . واسه آینده اش . واسه زندگیش . ولی از یه چیزیش خوشم اومد ، از غرورش ؛ از غروری که خیلی ها راحت خرد و خاکشیرش میکنن. مثل این فقیر نماها !  که آنچنان خودشون رو به ذلت و خواری میندازن که به نظر من هیچ پولی اونو جبران نمی کنه .  

حالا جالب اینه که بعضی ها اصلا فقیر هم نیستن . من به این آدما می گم گدا !! 

 اون بچه ای که دستمال می فروخت فقیر بود ولی گدا نبود .

گداها بسیار متمول تر از اقشار وسیعی از جامعه  ما هستن . که فکر می کنم خبرهایی که گاه و بیگاه از کشف اموال و دارایی های این افراد منتشر می شود  گویای این مهم باشند.

مثلا شاید  اون گدایی که رو زمین نشسته و تنها زیر پوشی بر تن دارد بنز کوپه مشکی متالیکشو توی کوچه ی بالایی پارک کرده باشه  !

 

پس سعی کنیم نیازمند واقعی رو از این نوع  گدایان باز بشناسیم .

 بدونین باید به چه کسی ، چه کمکی بکنیم .

 مثلا کسی شما رو مجبور نکرده تا  کهنه ترین لباستون رو به اون فقیر اهدا کنید ، اونو واسه خودتون نگه دارین !! ( حالا بماند شاید بعضی ها منت هم سره فقیره بذارن ) . باید سعی کنیم بهترین چیزها رو واسه اون بخواییم . اینجوریه که عمل ما ارزشمند تر میشه .

این مطلب دقیقا مصداق این حدیث زیباست :

" آن چیز که برای خودت می پسندی برای دیگران هم بپسند و آن چیز را که برای خودت نمی پسندی برای دیگران هم نپسند . "

به نظر من اگه به حدیث بالا عمل کنیم دنیا زیبا تر از اینی که هست میشه ، خیلی زیباتر .

  به اونایی که می تونن برن کار کنن ولی با تنبلی طی میکنن دیگه واقعا نباید کمک کرد . ( شاید اون پول رو  یا خرج تیونینگ ماشینش میکنه  )  شاید حتی این کار شما ثواب که نداشته باشه هیچ ، باعث بشه طرف بیشتر به این کار ناپسند روی بیاره و باعث گمراهیش بشین . ( حالا بیا و درستش کن ) 

امیدوارم بتونم منظورمو خوب رسونده باشم . صحبت من این است که به نیازمندان واقعی کمک کنیم . و به راستی یکی از پسندیده ترین کارها همین دستگیری از فقراست . در واقع جزو معدود فعالیت هاییست که احساس نابی از رضایت درونی رو در وجودمون پدید میاره . کاری که همواره توسط نیکان و بزرگان دین صورت می پذیرفته . (  همه ی ما با کمک های پنهانی و شبانه حضرت علی (ع) آشنا هستیم همه ی ما جریان اهدای انگشتری امام در نماز را شنیده ایم . *) 

 تمام بحث رو میشه تو یه جمله ی پنج کلمه ای خلاصه کرد :

 بیاییم با آگاهی کمک کنیم .

 

یا حق

 

-------------

* آیه ۵۵ سوره ی مائده :  سرپرست و ولى شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده‏اند; همانها كه نماز را برپا مى‏دارند، و در حال ركوع، زكات مى‏دهند.

 برداشت ترجمه آیه از : (www.qaraati.net)

 

نويسنده:  سینا صفار | تاريخ ارسال: جمعه بیست و سوم فروردین 1387 | ساعت ارسال:  0:30

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

  

  

  

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
50 % ای که گاه 100% زندگی را تباه می کند !  ]

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

این پست رو به درخواست یکی از خوانندگان و دوستان عزیزم نوشتم .

می خوام از یه خبر تلخ شروع کنم ، یه خبری که واسه من یک شک بود ، به طوری که هنوز هم دچارشم !

نمی دونم این خبر به گوشتون خورده یا نه ولی به هر حال  می گم  :

 

( البته یه نکته رو همین ابتدا متذکر بشم که جزئیات این خبر به من اثبات نشده در ضمن خبر رو با کمک  ایسنا "خبرگزاري دانشجويان ايران " کامل کردم .)

 

طی یک سانحه رانندگی اتوبوس حامل دانشجویان دانشگاه خیام مشهد آتش گرفت و فکر کنم حدود ۲۲ نفر کشته شدند . حالا فکر می کنید چطور کشته شدند ؟ اتوبوس با یک تانکر حمل بنزین تصادف کرده و سپس تانكر واژگون شده و سوخت آن بر روي اتوبوس غوطه ور مي شود و هر دو خودرو 100 درصد در آتش مي‌سوزند . دانشجوها هم زنده زنده در آتش می سوزند ، به طوری که تعدادی حتی از روی DNA  هم قابل تشخیص نبودند . حال کار نداریم که راننده ی تانکر مقصر بوده و زنده مانده ، همچنین کار نداریم که راننده ی اتوبوس هم زمانی که متوجه شده که تصادف صورت خواهد پذیرفت ، از اتوبوس به پایین می پرد و زنده می ماند .... !!!

خبر را به طور کامل در اینجا مطالعه کنید .

نمی خوام شما رو تو این دوران خوش عید ناراحت کنم ، می خوام یه کم هوشیارتر بشین .

ببینید ، شما فقط تا 50 % می توانید از تصادف جلوگیری کنید ، یعنی رانندگی خوب شما فقط 50 % قضیه رو حل می کنه ، 50 % بقیه دست طرف مقابله ، یه عزیزی می گفت ، شما همیشه فکر کن راننده های دیگه مجنونن ، عقل ندارن!!

شما باید طوری رانندگی کنید که از طرف مقابل خیالتون راحت باشه  ، باور کنید فقط 2-3 ساعت ( حداکثرش هاا)  زودتر رسیدن به مقصد ، شما رو به رستگاری نمی رسونه . نه حلوا می دن و نه غذای نذری !!  خواهشاً سرعت مطمئنه رو رعایت کنید ، لایی کشیدن و سبقت غیر مجاز هم اصلا نشانه ی شخصیت شما نیست ،  یه کم هم بین راه استراحت کنید تا یه وقت  خستگی بر شما غلبه نکنه . خوشبختانه تو کشور ما نوشیدنی های الکلی از نظر شرعی و قانونی مشکل داره ، وگرنه در مورد اون هم تذکر می دادم !! من نکته دیگه ای به خاطرم نمی یاد ولی اینو یادتون باشه  :

" اگه خدای نکرده  ، جونتون واستون مهم نیست ، لااقل واسه جون دیگران ارزش قائل باشین . "

 

یا حق

 

نويسنده:  سینا صفار | تاريخ ارسال: پنجشنبه هشتم فروردین 1387 | ساعت ارسال:  23:24

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

  

  

  

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
وقتی یک شیرخواره ، رپر می شود !  ]

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

آقا این چه وضعیه ، چرا اینجوری شده ؟ چرا این قدر افتضاح شده ؟ بابا هرچیزی یه حدی داره .

منظورم این وضع آشفته بازار موسیقی تو ایرانه ها !!

البته اگه بشه اسمش رو موسیقی گذاشت .

این وضع تو این چند سال اخیر به یه غده سرطانی تبدیل شده ، غده ای که داره کم کم سر تاسر وجود موسیقی رو میگیره .

هر بچه پولداری تو این دور و زمونه یاد گرفته قلکش رو بشکنه و بره یه DJ  استخدام کنه و با هزار filter و  effect  صدای نخراشیدش رو نخراشیده تر کنه !! بعدش هم بره سعی کنه چهار خط چرت و پرت رو با سرعت هر چه بیشتر بخونه .

اونم با چه شعرایی ، هجو و مبتذل و بچه گانه . مثلا دیشب تو پارتی این غلطا رو کردیم و یا مثلا شاخ و شونه می کشن رو بقیه گرو هها . باور کنید یه موسیقی نماهایی ( ابتکار خودمه ) شنیدم که از شدت ابتذال  ....  .

اگه دقت کرده باشین ، شاهد رشد قارچ گونه خواننده نماها ( این مثه همون موسیقی نماهاست ) بوده اید ، افرادی که باعث شدن از کارهای ارزشمند خواننده ها و سراینده های اصلی دور بشیم .

البته باید اعتراف کنم که تعداد بسیار کمی از اجرا ها که به تعداد انگشتهای دست هم نمیرسه  ، حداقل از نظر بار مفهومی و یا سطح موسیقی قابل تامل بودن ولی واقعا باید بقیه رو در ریخت .

می دونید چیه ، تقصیر خود ما هم هست ، یعنی بیشتر تقصیر خود ماست ! سطح سلیقمون خیلی افت کرده ،  حتی بعضی از ما واسه شعور خودمون هم ارزش قائل نیستیم  .

کمترین کاری که می تونیم بکنبم اینه که این جور آهنگ ها رو download نکنیم . اینجور شاید طرف بفهمه که واسه ما مهم نیست که اسم دافش چیه !!!

 

یا حق

 

پ.ن : یکی از خوانندگان عزیز در  قسمت کامنت ها ، نظرات جالب رو عنوان کردن که توصیه می کنم به عنوان مکمل یه نگاهی بهشون بندازین .

 

نويسنده:  سینا صفار | تاريخ ارسال: دوشنبه پنجم فروردین 1387 | ساعت ارسال:  2:44

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

  

  

  

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
سال نو مبارک !  ]

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

سلام به همه ی بازدید کننده ها و خوانندگان عزیز این وبلاگ !

سال نو رو تبریک می گم .

 

نمی خوام حرفای تکرار بزنم . نمی خوام به تکرار و کلیشه بیوفتم ،  واسه همین فقط تو یه جمله کوتاه حرفامو خلاصه می کنم :

 

 " بیایید فرصت دوباره ای رو که خدا واسه اصلاح بهمون داده جشن بگیریم ."

 

 یا حق

 

نويسنده:  سینا صفار | تاريخ ارسال: یکشنبه چهارم فروردین 1387 | ساعت ارسال:  12:51

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

  

  

  

 

Copyright © naslesevvom.Blogfa.Com | Template Designer: SA2N.com